امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

برج قابوس يكي از بي‌نظيرترين يادمان‌هاي معماري ايران در دوره‌ی اسلامي است. این اثر كه در شمال شهر «گنبد» و در ۳ كيلومتري بازمانده شهر قديم «جرجان» مركز حكومت «آل زيار» قرار دارد، از نظر هنر معماري و تاريخي، يادگاري بس ارزنده از دوران آبادي و شوكت سرزمين «جرجان» و دودمان «آل زيار» است.اين بناي باشكوه به دستور «شمس المعالي قابوس بن وشمگير»، مشهورترين پادشاه «آل زيار» كه به گفته «ياقوت حموي» هم جنگجويي بي‌همتا و هم اديبي فاضل بود، ساخته شد.

«شمس‌المعالي» مردي فاضل، هنرپرور، خطاط و نويسنده‌اي زبردست و متفكر بودكه به زبان فارسي و عربي مطلب مي‌نگاشت و دربار وي محل تجمع علما و دانشمندان بود. به طوري كه «ابوريحان بيروني» كتاب معروف خود «آثار‌الباقيه» را به سال ۳۹۰ هجري قمري به نام او تأليف كرد.برج قابوس در سال ۳۹۷ هجری قمری برابر با ۳۷۵ هجری خورشیدی برگرفته از نام اين حكمران ساخته شد. اما با وجود اتصاف او به فضل و ادب، قابوس فردي خشن، سخت‌دل و زشت‌خوي بود كه يك سال پس ازتكميل برج، به دست سرداران خود كه از بازگشت او به قدرت بيمناك بودند كشته شد.

پروفسور «آرتور پوپ» در مورد این بنا چنین نوشته‌است:
«در زیر سمت شرق کوه‌های البرز و در برابر صحراهای پهناور آسیا یکی از بزرگ‌ترین شاهکارهای معماری ایران با تمام شکوه و عظمت خود قد بر افراشته‌است. این بنا گنبد قابوس بقعه آرامگاه قابوس بن وشمگیر می‌باشد و برج آرامگاه از هرگونه آرایش مبراست. جنگنده‌ای با نیروی ایمان در نبرد رودرروی، پادشاهی شاعر در نبرد با ابدیت، آیا آرامگاهی چنین عظیم و مقتدر وجود دارد.»

و «ویل دورانت» در مورد آن نوشته‌است:
««جرجان» در قرن ۱۰ میلادی (عصر زیاریان) یکی از ولایت‌های بزرگ ایران بود و به امیران روشنفکر اشتهار داشت، مثل شمس المعالی قابوس وشمگیر که ابن‌سینا را به دربار خود خواند. این شهر گنبدی ۵۲ متری دارد.»

هدف از ساخت:
نظرات گوناگونی در هدف از ساخت این بنا داده شده است که به احتمال زیاد هدف از ساخت چنین بنای با شکوه و بزرگی نمایش قدرت و هنر و ایجاد بنای یادبودی است که یادآور شکوه وجلال دوره سلطنت بانی آن باشد. درباره‌ی اینکه هدف اولیه بنا ساخت بنا چه بوده است.

نظریات گوناگونی وجود دارد: محتمل‌ترین انگیزه‌ی ساخت چنین بنایی می‌توانسته مکانی برای آرامگاه بانی آن قابوس ابن‌وشمگیر باشد که البته در طی کاوش‌های متعدد کالبد قابوس بن وشمگیر هرگز پیدا نشد و نظریاتی وجود دارد که جسم قابوس ابن وشمگیر در یک تابوت شیشه‌ای از سقف برج آویزان بوده و روزنه برج نیز در شرق به خاطر این بوده که کالبد قابوس ابن وشمگیر بتواند اولین پرتوهای نورخورشید را دریافت کند، همچنین بعید نیست که تنها هدف از ساخت چنین بنای با شکوه و معظمی نمایش قدرت و هنر ایجاد بنای یادبودی باشد که یادآور شکوه و جلال دوره سلطنت بانی آن باشد. چون همواره پادشاهان بزرگ در پی باقی گذاشتن نامی جاودانه از خود بوده اند.

با توجه به ارتفاع زیاد برج این توجیه که ساختمان مذکور به منظور نشانه و نمود شهر «جرجان» و راهنمای مسافران در دشت گرگان بنا شده باشد در ذهن قوت می‌یابد. حتی اگر در ابتدا این برج با چنین هدفی ساخته نشده باشد ولی ارتفاع زیاد برج که 70 متر می‌باشد در دشت «جرجان» برای مسافران نشانه و علامتی نمایان بوده است.

شیوه معماری بنا: 
این بنا یكی از اولین ساختمان‌هایی است كه مرز بین شیوة معماری خراسانی و رازی محسوب می‌شوند و در واقع مربوط به اوائل دوره‌ی شیوه‌ی معماری رازی است ساختمان این بنا تماماً از آجر و ملات ساروج ساخته شده است. یكی از بارزترین ویژگی‌های شیوة معماری رازی استفاده از آجر با بهترین كیفیت ممكن است .

 

ویژگی اثر:
این برج یكی از آثار باستانی كشورمان كه در اعداد بزرگترین مفاخر معماری قرن چهارم هجری است در شمال شرقی ایران در شهر گنبد كاووس قرار دارد. این بنای معروف كه یكی از بلندترین آثار تاریخی جهان بشمار می‌آید بر فراز تپه خاكی كه قریب 15 متر از سطح زمین بلندتر است، قرار دارد.

محیط داخلی بنا 30 متر و محیط خارجی آن 60 متر و قطر داخلی آن 9.6متراست . این بنای عظیم که تماماً از آجر پخته‌ی قرمز معمولی ساخته شده را می‌توان نمونه‌ای ارزنده در فن آجرکاری دانست.

از تزئینات خاص معماری بنا دو رشته مقرنس کاری ساده است که طاق هلالی سردر بنا را آراسته است. 
دو ردیف کتیبه‌ی کمربندوار بدنه را زینت داده است.

در زیر به صورت مفصل ویژگی‌های این اثر ذکر می‌شود:

 

1- پی و بدنه:
پی‌سازی بنا از زمین سفت شروع و تا ارتفاع حدود 15 متری با آجر و مصالح مشابه خود بنا انجام شده است. درون پای بست سردابی وجود داشته كه پا كار طاق آن هنوز بر جای است ولی بر اثر كاوش‌های پیاپی كاوشگران كه در پی گنج بوده‌اند آثاری از كف آن بر جای نمانده است.

بدنه مدور خارجی گنبد قابوس دارای 15 ترك (دندانه نود درجه) است (همانند ستاره ده پر) این تَرَك‌ها كه در اطراف آن و به فواصل مساوی از یكدیگر قرار دارند، از پای‌بست بنا شروع و تا زیر سقف گنبدی ادامه می‌یابد و میان این تَرَك‌ها با كوهه‌ای آجری پر شده است (به جز درب ورودی.) رأس این تَرَك‌ها به اندازه یك مترو سی‌چهار سانتی متر از یكدیگر فاصله دارند.

قطر داخلی گنبد به‌طول نه متر و هفتاد سانتی متر و قطر آن از قاعده تَرَك‌ها به‌طول چهارده متر و شصت و شش سانتی متر و طول قطر آن از رأس تَرَك‌ها یا به عبارتی قطر ارباب یا پای بست آن هفده متر و شش سانتی متر می‌باشد. ضخامت میل از پایین به بالا كرنش كمی دارد و در ارتفاع 37 متری گنبد مخروطی بنای برج را تكمیل می‌كند.

2- گنبد مخروطی:
از ارتفاع سی‌وهفت به بعد گنبد مخروطی قرار دارد.‌ این گنبد كه با آجرهای مخصوص دنباله‌دار كفشكی ساخته شده است، دو پوسته است. گنبد درونی مانند گنبدهای خاكی به شكل نیم تخم‌مرغی و از آجر معمولی است و پوسته‌ی بیرونی با آجر دنباله دار، و ارتفاع این گنبد مخروطی 18 متر است. در بدنه‌ی شرقی روزنه‌ای تعبیه شده كه ارتفاع آن یك متر و نود سانتیمتر است. عرض روزنه در قسمت بالا 73 و در وسط 75 و در پایین 80 است.

 

3- سردر ورودی و تزئینات آن:
در ضلع جنوبی آن یك ورودی قرار دارد كه 5/1 متر عرض و 55/5 متر ارتفاع دارد. در درون طاق هلالی سر در آن ، مقرنسی است كه به نظر می‌رسد در مراحل نخستین پیشرفت این نوع تزئینات معماری و گچ بری است . شاید این مقرنس ساده و در عین حال زیبا از اولین نمونه‌های مقرنس سازی در بناهای اسلامی می‌باشد كه بتدریج تكمیل شده است.


دكتر «ویلسن» آمریكایی نماینده‌ی دانشگاه پنسیلوانیا نیز در بازدید و تحقیقاتی كه از این بنا داشته راجع به این مقرنس‌ها چنین نوشته است: «بالای در، داخل هلال مدخل گیلوئی مقرنسی است كه در مراحل اولیه ترقی می‌باشد و این یكی از نمونه‌های تزئینی است از اصول یك معماری كه بعد اهمیت پیدا كرده است».


-4 بندکشی دیواره برج:
بدنه برج با دقت تمام بندکش نداشته است زیرا میان آجرهای ریشه دار آن با ظرافت تمام انجام شده لیکن گنبد مخروطی شکل احتیاج به بندکشی داشته است. در مورد ترکیب اجرای ملاط بندکشی عقاید متفاوت است. این ملاط که به رنگ خاکستری و دارای ترکیبی از شن و ماسه می‌باشد شباهت کامل به گونه‌ای ساروج محکم و بی‌مانند دارد که از نظر استحکام شگفتی برانگیز است.

 

5- کتیبه‌های برج:
دو ردیف كتیبه كوفی بصورت كمربندوار بدنه را آرایش كرده است كه یك ردیف آن در 8 متری پای آن و دیگری بالا در زیر گنبد مخروطی قرار دارند. نوع نوشته كوفی كتیبه‌ها ساده و آجری است. حروف آن آرایش ندارند و بر جسته و خوانا می‌باشند و حاشیه‌ی دور آنها قاب مستطیلی شكلی است از آجر. قابوس بن وشمگیر به زبان عربی علاقه‌ای خاص داشت و بدین سبب کتیبه‌های این بنا به زبان عربی و خط کوفی نگاشته شده است.

متن كتیبه‌ها چنین است :


1- بسم الله الرحمن الرحیم بنام خداوند بخشیده مهربان

2- هذ القصر المعالی این است كاخ عالی

3- الاصیر شمس المعالی امیر شمس معالی

4- الاصیر ابن الاصیر امیر سپر امیر

5- قابوس ابن وشمگیر قابوس فرزند وشمگیر

6- امر به نبائه فی حیاتی فرمان داد به بنای آن در زندگی خویش

7- سنه سبع و تمسین و ثلثماته قمریه سال سیصد و نود و هفت قمری

8- و سنه خمس و سیعین و ثلثماته سال سیصد و هفتاد و پنج شمسی

 

ترجمه:

بنام خداوند بخشنده ی مهربان

این است کاخی بلند

برای امیر شمس المعالی

فرمانروا پسر فرمانروا

قابوس پسر وشمگیر

در زندگانی‌اش امر کرد به ساخت آن

در سال سیصد و نود و هفت هجری قمری

و سال سیصد و هفتاد و پنج هجری شمسی

برج در طی عمر خود سه بار تعمیر ومرمت شد آخرین بار نیز در سال 1349 تعمیر اساسی آن انجام گرفت بطوری كه این شاهكار معماری اسلامی كه با شكوه كمترین ابنیه قرن چهارم هجری است حفظ و مصون گشت . مصالح بكار رفته در این بنا ملات ساروج و آجر است این بنا تماماً از آجرهای پخته قرمز ساخته شده است.آجرهای سخت این بنا بدلیل عوامل جوی به مرور به رنگ برنزی در آمده است. در نحوة اجرای این ساختمان بدلیل نبودن امكانات و تكنولوژی پیشرفته به جای چوب بست از كوبه و متراكم كردن خاك به دورنما بصورت مارپیچ و پله‌ای تا انتهای آن استفاده شده است كه بعد از اتمام بنا خاك‌ها را بصورت تپه در اطراف بنا پخش نموده‌اند.

برج قابوس طی هزار سال عمر خود را همواره در معرض گزند حوادث و خطرات گوناگون قرارداشته است: عوامل طبیعی همچون باد، باران و آفتاب و ... نتوانسته صدمه‌ای آنچنانی به ظاهر بنا وارد آورد. تابش آفتاب سوزان صحرا رنگ سرخ آجرهای بنا را به رنگ برتری (طلای خاکی) تبدیل کرده و باران موجب فرسایش در برخی نقاط آن گشته است.لیکن بیش از همه دست مخرب کاوشگران گنج به حفر و تخریب در بنا دست زده‌اند موجب خرابی بنا شده‌اند حتی اقدامات امراء و سلاطین مستبد که سعی در تخریب کامل بنا داشته‌اند مزید بر علت بوده است.«رابینو» می‌نویسد یکی از سران گیلان به خیال اینکه گنجی در زیر بام پنهان کرده‌اند امر کرد گرداگرد برج را خالی کنند و گویا با شنیدن اینکه ممکن است موجب تلف شدن تمام عمله‌ها شود از انجام قصد خود منصرف شده است.

همچنین بنا به نوشته معینی یکبار نادرشاه با ناحیه شمال ایران آمده بود و با دیدن برج از دور گمان کرد که شهری پر رونق در آنجا وجود دارد ولی بعد که متوجه شد آنجا تقریباً غیرمسکونی و ده کوچکی است بسیار ناراحت شد و دستور تخریب برج را داد که خوشبختانه از این بلا نیز برج در امان ماند.روس‌ها و انگلیسی‌ها نیز به امید یافتن مقبره‌ی احتمالی و عتیقه‌جات بارها دست به حفر به کف داخل برج زده‌اند. در زمان تصرف نواحی شمال ایران توسط روس‌ها، برج قابوس انبار مستحکمه آنها بود و همچنین بر روی تپه آن ساختمان ستاد انتظامات و قراولخانه نیز بنا کرده بودند.در قسمت‌هایی از گنبد مخروطی شکل بر اثر اصابت گلوله توپ‌های روسی خرابی‌هایی ایجاد شده بود و به هر ترتیبی بود صفّه آن ساخته و پرداخته شد. قسمت مهم تعمیر آن که مرمت گنبد مخروطی و پوشش بام گنبد موکول به سال 1318 خورشیدی گردید؛ سپس در خلال سال 1317 به تهیه چوب بست معظم آن در بدنه وسطی غربی ورودی گنبد مخروطی اقدام شد و پس از یک سال که چوب بست آن پایان یافت و نردبان سی و سه پله آن به اتمام رسید.از شهریور ماه سال 1318 خورشیدی شروع به تهیه آجر مخصوص بام و ساختن پالکی دوار و نصب جراثقال و سایر وسایل فنی تعمیر گردید و در طی مدت سه ماه کلیه مرمت گنبد مخروطی و تعمیر کتیبه و صفت‌ها، عده و اصلاحات درونی آن به پایان رسید.

اکنون پس از مرحله تعمیر و مرمت انجام یافته بر روی برج قابوس این بنای بی‌نظیر، با شکوه و ابهت خود چشم بینندگان را خیره کرده است و محوطه بنای برج قابوس به عنوان باغ ملی (پارک قابوس) که در شمال شهر (خیابان امام خمینی شمالی) جای گرفته استفاده می‌شود.اخیراً زیبا سازی و چمن‌کاری تپه مصنوعی، درختکاری و سنگفرش محوطه و اقدامات دیگر به منظور هر چه بهتر و زیبا تر کردن این مکان دیدنی انجام شده است.

 

افسانه هاي برج قابوس


اخیرا روزنامه ایران نیز مطلبی درباره افسانه های برج قابوس آورده است که مرور آن خالی از لطف نیست :
 

يكي از بي نظيرترين يادمان هاي معماري ايران در دوره اسلامي برج قابوس بن وشمگير است. اين اثر كه در شمال شهر گنبد و در ۳ كيلومتري بازمانده شهر قديم جرجان مركز حكومت آل زيار قرار دارد، از نظر هنر معماري و تاريخي، يادگاري بس ارزنده از دوران آبادي و شوكت سرزمين جرجان و دودمان آل زيار است.
اين بناي باشكوه به دستور «شمس المعالي قابوس بن وشمگير»، مشهورترين پادشاه آل زيار كه به گفته «ياقوت حموي» هم جنگجويي
بي همتا و هم اديبي فاضل بود ساخته شد.«شمس المعالي» مردي فاضل، هنرپرور، خطاط و نويسنده اي زبردست و متفكر بودكه به زبان فارسي و عربي مطلب مي نگاشت و دربار وي محل تجمع علما و دانشمندان بود. به طوري كه «ابوريحان بيروني» كتاب معروف خود «آثار الباقيه» را به سال ۳۹۰ هجري قمري به نام او تأليف كرد.
برج قابوس در سال ۳۱۶ هجري قمري برگرفته از نام اين حكمران ساخته شد. اما با وجود اتصاف او به فضل و ادب، قابوس فردي خشن، سختدل و زشتخوي بود كه يك سال پس ازتكميل برج، به دست سرداران خود كه از بازگشت او به قدرت بيمناك بودند كشته شد.
افسانه اي است كه مي گويد پيكر بي جان ابوالمعالي در تابوتي بلورين جاي داشت و از ارتفاع ۵۰ متري سقف برج با زنجيري آويخته بود و هر بامداد فروغ خورشيد از روزنه ۲ متري گنبد بدان مي تابيد.
به عقيده مدير پژوهشي پايگاه تاريخي شهر جرجان، گنبدكاووس در دوران هاي پيش از اسلام در ايران، استودان (تابوت) بزرگان را به نحوي مي ساختند كه دشمن به استخوان هاي آنان دسترسي نداشته و اين مطلب را درباره استودان انوشيروان به تفصيل گفته اند. اما نظر به اين كه قابوس مسلمان بوده، نمي توان پذيرفت كه پيكر وي به صورت هميشگي با تابوت آويخته شده باشد.
جاويد ايمانيان افزود: در آغاز اسلام، پيكر بزرگان ايراني را به مدت چندين روز پس از مرگ به سقف مي آويختند تا مردم با ايشان بدرود گويندو سپس آنان را در آرامگاه ابدي شان به خاك مي سپردند. چنان كه در مورد «صاحببن عباد» نقل است كه پيش از حمل جسد وي به اصفهان به منظور تدفين، چند روز تابوت وي را در سرايش به سقف آويخته بودند تا كسان وي و بزرگان با او وداع نمايند. منتهي در خصوص تابوت قابوس با اطلاعات موجود نمي توان قضاوت صحيحي كرده و به نتيجه واحدي دست يافت.
مطمئناً از آنجايي كه هيچ جاي بنا پله اي نيست كه به بالا راه داشته باشد، تابوت قابوس مطابق گفته ها آويزان بوده و سپس وي را در مقبره اش دفن كرده اند منتهي نه جسد و نه تابوت هيچگاه پيدا نشد.
افسانه ديگري كه بين مردمان منطقه خصوصاً در سالهاي دور بيان مي شد، وجود كانالي در زير برج بوده كه تا مرزهاي روسيه شوروي سابق ادامه مي يافت.
اما واقعيت اين افسانه شايد اينگونه باشد كه يك هيأت روسي در سال ۱۳۱۶ هجري قمري يا ۱۸۸۶ ميلادي به واسطه حاكميت روس ها در گنبدكاووس و وجود يك پادگان قزاق در اين شهر توانست در محل برج دست به كندوكاوي بزند. از جمله اين كه تا عمق ۱۱ متري زير برج را حفر كردند. نتايج حاصله از حفاري در آن سال ها اين بود كه اولاً اين تپه مصنوعي است و تا عمق مورد حفاري داراي زيرسازي آجري بوده و در نتيجه احتمال مي رود كه تپه اطراف گنبد را بعدها به صورت خاكريزي مصنوعي ساخته باشند و ثانياً مسلم شد كه پيكر قابوس در كف يا زيرزمين اين بنا مدفون نشده است.
درباره برج قابوس حكايات و روايات ديگري نيز در ميان مردم منطقه وجود دارد. يكي از اين روايات افسانه وار حاكي است كه بر رأس مخروط بناي قابوس، زين زريني قرار داشته است. گويا شخصي (در اوايل قرن حاضر شمسي) به منظور پي بردن به صحت و سقم اين موضوع و دستيابي به زين با استفاده از چوب و تخته و ريسمان موفق به صعود بر بالاي برج مي شود ولي چيزينمي يابد.
همچنين روايت ديگري در ميان عامه نقل مي شد كه معمار بنا پس از پايان ساخت پي بنا به مدت ۵ سال پنهان شده تا مبادا قابوس به سبب تعجيل در كارها پيش از مستحكم شدن كامل پي بنا وي را وادار به ادامه عمليات ساختماني نمايد كه در نتيجه از عمر و استحكام بنا كاسته شود. البته هيچ گونه سندي در رد و قبول اين روايات در دست نيست.
علاوه بر افسانه ها، برج قابوس كه نماد شهر بزرگ جرجان بود در طي عمر ۱۰۰۰ ساله خود همواره در معرض گزند حوادث و خطرات گوناگون هم قرار داشته است.
عوامل طبيعي همچون باد، باران و آفتاب يكي از مواردي بوده كه البته نتوانسته صدمه آنچناني به ظاهر بنا وارد آورد و تنها تابش آفتاب سوزان صحرا رنگ سرخ آجرهاي بنا را به رنگ برنزي تبديل نموده و باران موجب فرسايش در برخي نقاط آن گشته است. اما دست مخرب كاوشگران گنج كه همواره در پي كسب ثروتي بادآورده اند در كنار اقدامات امرا و سلاطين مستبد همواره برج را تهديد مي كرد.
همچنين به نوشته «رابينو» جهانگرد معروف، يكي از سران گيلان به خيال اينكه گنجي در زير برج پنهان كرده اند امر كرد گرداگرد برج را خالي كنند و گويا فقط با شنيدن عذر اينكه آن كار ممكن است موجب مرگ تمام عمله ها شود، از اجراي قصد وحشيانه خود چشم پوشيد.
همچنين «اسدالله معيني» از نويسندگان تاريخ استرآباد مي نويسد يكبار نادرشاه به شمال ايران آمده و چون راه زيادي پيموده بود از ديدن ميل گنبد خوشحال شد و حدس زد كه آنجا شهر بزرگي باشد. چون آنجا را تقريباً غيرمسكوني و ده كوچكي ديد، بسيار ناراحت شد و امر به تخريب گنبد داد ولي خوشبختانه بنا از بلا در امان ماند.
روس ها و انگليسي ها نيز به اميد يافتن مقبره احتمالي و عتيقه جات بارها دست به حفاري در محوطه برج زده اند و نيز زماني روس ها ستاد امور انتظامات و قراولخانه خود را پاي گنبد بنا كرده بودند كه باعث شد قسمت هايي از گنبد مخروطي شكل بر اثر اصابت گلولهتوپ هاي روسي، خراب شود.

دلايل ساخت اين بناي عظيم نيز يكي ديگر از سؤالاتي است كه همواره مطرح بوده و همواره نظريات گوناگوني در اين مورد وجود دارد. محتمل ترين انگيزه ساخت چنين بنايي
مي توانسته تخصيص آن به منظور آرامگاه باني آن قابوس بن وشمگير باشد. رسمي كه هميشه در بين پادشاهان بزرگ وجود داشت تا نامي جاودانه از خود برجاي بگذارند. همچنين بعيد نيست كه تنها هدف از ساخت چنان بناي باشكوه و معظمي نمايش قدرت، هنر و ايجاد بناي يادبودي براي يادآوري جلال دوره سلطنت باني آن باشد.
مدير پژوهشي پايگاه تاريخي شهر جرجان - گنبدكاووس، در مورد دلايل ساخت برج مي گويد با توجه به ارتفاع زياد بنا اين توجيه كه ساختمان مذكور به منظور نشانه و نماد شهر جرجان و راهنماي مسافران در دشت گرگان باشد در ذهن قوت مي يابد. در معماري ايراني به بناهاي كشيده و معظم (ميل)، همچون گنبدقابوس كه به منظور تعيين مسير مسافران در طول راه ها احداث مي شده بسيار برمي خوريم. حتي اگر اين گنبد در ابتدا با چنين هدفي ساخته نشده باشد بدون شك چنين وظيفه اي را ايفا مي نموده است.
همچنين به علت نبود فناوري پيشرفته در زمان ساخت و با توجه به ارتفاع زياد بنا، استفاده از داربست در ساخت بنا غيرممكن مي نمايد. از اين رو براي مصالح رساني و كار بر روي ساختمان بي گمان به جاي داربست از خاكريز و متراكم كردن خاك در پيرامون بنا به صورت مارپيچ و پله اي تا رأس آن استفاده شده است.
جاويد ايمانيان عقيده دارد كه از خاكريز به جاي داربست در ساخت ابنيه معماري اسلامي بسيار استفاده شده است. مثلاً در ساخت بناي باشكوه تاج محل در هند براي حمل قطعه سنگ هاي بزرگ مرمر كه براي ساختن گنبد مقبره به كار مي رفت، چهار جاده شيبدار از فواصل دور تا بالاي اسكلت بنا به وسيله خاكريز كشيده و تخته سنگ هاي مرمرين به وسيله چندين ارابه جهت نصب به بالاي ساختمان منتقل شده است.
ايمانيان مي افزايد: پس از پايان كار ساختمان بناي گنبدقابوس، خاك هاي پيرامون آن را به اطراف پراكنده اند تا قامت شكوهمند برج نمايان گردد، ليكن تا ارتفاع تقريبي 
۱۵ متري از سطح زمين خاك ها را باقي گذارده اند و چون بر طبق پيش بيني هاي قبلي تا اين ارتفاع بدنه استوانه اي برج را بدون هيچ گونه آرايشي چيده اند. پس از پراكندن خاك هاي اطراف آن، اين قسمت به عنوان پي بنا در نظر گرفته شده بود تا با پله اي سترگ بر سطح تپه مزبور گشوده شود. بدين خاطر هم اكنون چنين به نظر مي رسد كه بناي گنبد بر روي تپه اي بزرگ ساخته شده است.اين بناي باشكوه در سال ۳۷۵ هجري شمسي ساخته شده و همزمان با آن حكيم ابوالقاسم فردوسي (۴۱۱ - ۳۳۰ هجري قمري) سرايش كتاب گرانقدر خود شاهنامه را تقريباً همزمان با بناي برج قابوس به اتمام رسانده است.

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4

Simple Image Gallery Extended